بدون عنوان
مسافرت به دبی 
پسرگلم مسافرت خیلی خوبی بودو کلی خوش گذشت در کل 1 هفته اونجا بودیم و شب یلدا رو هم اونجا بودیم وهواش عالی بود مثل هوای بهار بود . دست بابایی درد نکنه و از همه مهمتر دست پسر گلم درد نکنه که اصلا اذیتم نکرد و داشت حال میکرد . فقط وقت اومدن اذیت شدیم اونم از هوای بد تبریز بود که هواپیما نمی تونست به خاطر هوای بد تبریز فرود بیاد که رفت فرودگاه امام تهران فرود اومدو یک ساعت و نیم تو هواپیما بلاتکلیف بودیم و ایهان هم تب کرده بود و تبش در نوسان بود که با دارو تبش رومی اوردم پایین و بالاخره خلبان تصمیم گرفت که تو فرودگاه ارومیه فرو بیاد و ما قرار بود ساعت 2 ظهر خونه باشیم که ساعت 10 شب خونه رسیدیم و اونهم عمه جون ایهان دستش درد نکنه اومدن ارومیه و با هم برگشتیم .
ایهان تو فرودگاه تبریز قبل از پرواز ( ساعت 8 صبح)


ایهان داخل هواپیما




ایهان در هتل که تازه رسیدیم




اسم این اقا عمر بود که تو هتل کار میکرد وایهان رو خییلی دوست داشت و هر روز بغلش می کرد .








شباول رو رفتیم تور شهری و شب دوم هم رفتیم تور کشتی کههمون شب شب یلدا بود و اقای رضا معین و اغاسی و خانوم جولیا اونجا بودند
ایهان و رضا معین ( برادر زاده معین )


ایهان و اغاسی (پسر اغاسی) که ایهان ازش می ترسید


میز دسر و هنوانه مخصوص شب یلدادر کشتی


شب سوم رو هم رفتیم تور سافاری










پسر گلم تازه از خرید اومده و خسته شده داره استراحت میکنه فداش بشم

![]()

![]()

![]()
پسر گلم رو برای اولین بار بردیم شهر بازی و داشت کیف می کرد .

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
این هم چند تا عکس ایهان در پاساژهای دبی














شهر شکلات در دبی

![]()

![]()

![]()
این هم از روز اخر که پسرم رفته بود حمام افتاب بگیره تو استخر هتل

![]()

![]()

![]()
قربونش برم با چه شوقی داره میره سمت استخر

![]()
ایهان در حال خواب در تختی که هتل واسش داده بود




برج خلیفه دبی

برج العرب در دبی




بدون عنوان 
